من فقط توزیع خودم را نیافتم
با این که اسمم رو گذاشتم برنولی اما هیچ وقت برنولی نبوده ام و نیستم.به قول کتاب چگونه با آمار دروغ بگوییم "من داده ای پرت نیستم.من فقط توزیع خودم را پیدا نکرده ام."شما چی.به خصوص شما دانشجویان آمار. آیا توزیع خودتونا رو پیدا کردین؟توزیع آرمانی شما چیست؟توزیعی که همه چیز رو دومینیت کنه.من که هنوز پیداش نکردم...نمی دونم آخرش اطراف چه توزیعی جا خشک می کنم.ولی تو فکرشم.
فعلن دارم قطار بد بختی رو از دره های هولناک مشروطیت روی پل نرمال با فلاکت رد می کنم!!!
شما چی.پیداش کردین؟
یه جایی خوندم:
ما گاهی اوقات در زندگی کنار توزیع هایی قرار می گیریم که خیلی احساس پرت و دور افتاده بودن می کنیم. این احساس گاهی اوقات ما را مغرور می کند و گاهی اوقات افسرده (بسته به اینکه ماهیت متغیر چه باشد و ما در کدام نیمه مثبت توزیع باشیم یا نیمه منفی). اینجور وضعیتها نباید ما را بفریبد. جای ما چنین توزیع هایی نیست. ما باید بگردیم که توزیعی را پیدا کنیم که در حول و حوش یک انحراف معیار از میانگینش جا خوش کنیم. حتی اگر مقدار n در آن توزیع خیلی کم باشد. این تاملات ادامه پیدا کرد تا به آدمهایی رسیدم که نقطه ای پرت و دور افتاده در یک توزیع توامان چند متغیری هستند. کار اینجور آدمها در پیدا کردن توزیع آرمانی شان بسیار دشوار است.
یه کم سبک آمار فیسوفانه داشت!!!
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 10:39 توسط مصیب مرادیان
|