سخنانی از خودم...
درد دلهایت را به کسی نگو چون بعضی ها یادمیگیرند چگونه دلت را به درد بیاورند.
عمری فکر و ذهنم را برایت صرف کردم اما تو ای دوست لحظه ای نتوانستی مرا در ذهن خویش نگه داری.افسوس ای روزگار....
چه رسم عجیبی است...صداقتت را میگزارند پای سادگیت سکوتت را میگزارند پای ندانستنت نگرانیت را میگزارند پای تنهاییت وفاداریت را میگزارند پای بی کسیت...و آنفدر تکرار میکنند که خودت هم باورت میشود تنهایی و محتاج
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 11:9 توسط مصیب مرادیان
|