عاقبت عشق بازی!
این صحبتا مربوط به جنس خاصی نیست و هر دو طرف رو شامل میشه، پس برداشت اشتباه نکنید.
سرم توی کار خودم بود

بعد یه روز یه نفر رو دیدم

اون این شکلی بود

ما اوقات خوبی با هم داشتیم

من یه کادو مثل این بهش دادم

وقتی کادومو قبول کرد اینطوری شدم

تقریبا همه شبا با هم گفت و گو میکردیم

وقتی همکارام ما رو تو اداره دیدن اینجوری نگاه میکردن

منم اینجوری بهشون جواب میدادم

« و اما روز عشق »
اون یه گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه

در حالی که من اینطوری بودم

بعدش اینطوری شدم


احساس من اینجوری بود

بعدش به این روز افتادم

بله ...... و اینم آخر و عاقبت من

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 1:9 توسط رضا فعلی
|