شاه بیت غزل
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم/بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم/الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد /مرا روزی مباد ان دم که بی یاد تو بنشینم/جهان پیر است وبی بنیاد از این فرهاد کش فریاد/که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم/زتاب اتش دوری شدم غرق عرق چون گل/بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم/جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی/که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم/اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست/حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزینم/صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز/که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم/شب رحلت هم از بستر روم تا قصر حورالعین /اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم/حدیث ارزومندی که در این نامه ثبت افتاد/همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم



+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 22:34 توسط محمد طهماسبی
|